تبليغاتX
نیما گل عشق

نیما گل عشق

سفر شیراز

 

 ۶/۲/۹۱

جاتون خالي يه سفر سه روزه به ياسوج و شيراز با يه عالمه خاطره دوست داشتني و يه پسر خوب

 

آبشار زيباي مارگون که ديدنش رو به همه توصيه مي کنم

 

باغ ارم  من و بابام

 

ارگ کريم خان  من و دختر خاله و پسر خاله

تخت جمشيد زيبا و باشکوه که با ديدنش به ايراني بودن خودمون افتخار مي کنيم

 

پ ن ۱: عکس سال نو و تقويم مهد رو تو ادامه مطلب گذاشتم.

پ ن ۲ : شب ها تو خواب پسرم دندون قروچه مي ره فکر مي کنيد دليلش چيه؟ و درمانش؟ آزمايش انگل منفي بوده

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 91/02/16 ساعت 9:0 توسط شیرین مهدیه
.

کیانا

 

 

سلام به روي ماهتون

اين روزها نيما تب شديدي داشت و شب هاي بدي رو پشت سر گذروند دکتر می گفت سر دلش چيزي مونده و با يه قولنج شديد مشکلش بدتر شده خودم سر کار هستم ولي دلم پيش اونه که نکنه با خوردن یه خوراکی حالش بدتر بشه  يک روز براي مراقبتش تو خونه موندم  اما چه مي شه کرد بايد باز هم بيام کار و اونم بره مهد.

نمي دونم چرا زياد تمايلي به مهد رفتن نشون نمي ده شايد خصلت اکثر بچه هاست بيشتر دلش مي خواد تعطيل باشه و پيش هم بمونيم و کار من اينه که هر شب موقع خواب قانعش کنم که عزیزم من بايد برم دانشگاه ، بابا بايد بره کار و تو بايد بري مهد

آدرس خونه رو یاد گرفته و حالا باید نیمه اول اردیبهشت شماره موبایل من رو و نیمه دوم اردیبهشت شماره موبایل باباش رو یاد بگیره

گاهي اوقات خوراکي هاي مختلفي براش مي گرفتم و تو خونه پنهون مي کردم و هر باري یکی بهش مي دادم چند وقت پيش ديدم همکارم هر روز موقع برگشت به خونه از تو کمدش براي بچه اش خوراکي برميداره گفتم راه خوبيه براي اينکه وقتي از راه مي رسم خونه ديد خوبي نسبت به کار کردن من داشته باشه . چند روز که براش خوراکي بردم حالا عادت کرده هر موقع مي رسم خونه، زير و رو مي کنه ببينه چي براش آوردم يعني عجيب عادت کرده خفنننننننننن

چند تا از کلمات بامزه اش تو ذهنم اومد :

عقاب = عُباق

آلبالو = آلابو

يا حسين = يا حُسنگ  

 

 کیانا دختر هم دانشگاهی عزیزم فاطی


+ نوشته شده در 91/02/04 ساعت 9:24 توسط شیرین مهدیه
.

عيد91

 

 سلام به زیبایی و طراوت بهار، به شادی تک تک لحظات عیدانه، به زايش دوباره عشق،

 به تو پسرم که قد مي کشي و قد کشيدنت را با دلهره شيرين مز، مزه مي کنم. خداوندا در تربيت و خوشبختي پسرم دستم را بگير که تو خود بزرگترين تربيت کننده اي

عيد امسال جز چند باري که براي گردش از شهر خارج شديم مسافرت خاصي نداشتيم اما يک روز هم تو خونه نمونديم و ديگه روزهاي آخر از خوردن و خوابيدن و کار نکردن عذاب وجدان گرفته بودم فکر کنم بدنمان به کار عادت کرده و بيکاري به جسممان مزه نمي دهدواقعا زندگي بدون هدف و کار هيچ لطفي نداره .

اما حس خوبي نسبت به سال ۹۱ پيدا کرده ام . اميدوارم توهم شخصي نباشه و بهترين لحظات رو تو اين سال سپري کنيم . 

بهار قصه هايتان بي غصه باد

  

هتل آسمان قبل از عید 

 

اعلام حضور و دخالت در چیدن سفره هفت سین 

 

درحال تماشا کردن تلویزیون

 

 

سبد پذیرایی سنتی البته بعد از پذیرایی خونه خواهرم

 

جیگرتو ناز ناز

 

 شیوا و هنر روسری بستن

 

سیزده بدر و تنظیم دوربین برای یه عکس دسته جمعی 

  

 

 


+ نوشته شده در 91/01/16 ساعت 10:54 توسط شیرین مهدیه
.